امانت گندمزار

///امانت گندمزار

امانت گندمزار

فقط 2 عدد در انبار موجود است

دسته: بررسی شودشناسه محصول: 237662

درشکه‌های زوارکشی کنار ایستاده بودند. امنیه‌ها و قراول‌ها به این‌طرف و آن‌طرف میدویدند و مردم را کنار میزدند. فریاد «دور باش … کور باش … » قزاق‌ها در طنین صدای نقاره‌خانه محو میشد. موکب شاهنشاه نزدیک بود و شهریار هنوز بیرون حرم.

 

فقط 2 عدد در انبار موجود است

200,000 ریال

تحویل اکسپرس
پشتیبانی 24 ساعته
پرداخت در محل
7 روز ضمانت بازگشت
ضمانت اصل بودن کالا

توضیحات

درشکه‌های زوارکشی کنار ایستاده بودند. امنیه‌ها و قراول‌ها به این‌طرف و آن‌طرف میدویدند و مردم را کنار میزدند. فریاد «دور باش … کور باش … » قزاق‌ها در طنین صدای نقاره‌خانه محو میشد. موکب شاهنشاه نزدیک بود و شهریار هنوز بیرون حرم. مقابل یک عطاری ایستاد. عطر بارهنگ و بومادران پیچیده بود. خودش را در شیشه غبارگرفته عطاری تماشا کرد. کت و شلوار سورمه‌ای به‌قاعده بود و کراوات قرمز‌ رنگ روی پیراهن سفید او را با خودش بیگانه میکرد. فرصت زیادی نداشت. از لابه‌لای جمعیت راهش را به طرف صحن عتیق باز کرد

اطلاعات بیشتر

مشخصات کتاب
شماره چاپ

001

نوع جلد

نرم

شابک

9786000332525

تعداد صفحه

124

سال چاپ

1398

ناشر

قطع

رقعی

مترجم
مولف

سایر ویژگی‌ها
مناسبت
گروه

دسته کالا

وزن

100 g

ارسال دیدگاه